X
تبلیغات
رایتل

زنی از جنس حریر
روزگاری دور دختری بود شاد و سرحال از انرژی حالا همون دختر مینوسد از روزگارش و روزانه هاش با دید زنی آروم و شیرین ولی....
قالب وبلاگ


روز مادر بر همه مادرای مهربون دنیا همینطور مامان گل خودم که عاشقشم رو تبریک میگم همینطور به همه بانوان عزیز.


ورم میکنم شدید ولی پاهام خیلی بیشتر، پای راستم دیگه خیلی بیشتر. هفته پیش رفتم چکاپ ماهانه صدای قلب نی نی  رو شنیدم کلی لذت بردم اما دکترم کلی منو ترسوند گفت خطرناکه شدید با این وضع پاهام یه آز داد برای اینکه ببینه یه وقت دور از جون پروتئین دفع نکنم بعد هم آز گلوکز داد گفت اندازه نی نی و ضربان قلبش خوبه خدای مهربان و هزاران هزاران مرتبه شکر تا بی نهایت ولی گفت این ورم پاهات اگه باعث بشه که خون تو رگات لخته بشه خیلی خطرناکه چون بر میگرده تو ریه هات حالا فکر کنم همه چی به جواب آزمایشم بستگی داره انشاالله که مورد خاصی نیست از اون روز بیشتر سعی میکنم پیاده روی کنم اما وقتی اداره هستم بازم نمیشه چون بیشتر اوقات یعنی تو 99% نشستم نهایت بلند شدنم 10 تا 20 دقیقه پیاده روی  کوتاه باشه که این هم کمکی نمیکنه .

چهارشنبه موندم خونه ببینم بهتر میشم دیدم آره ورم پام خیلی بهتره ظهرش مادری اومد پیشم باهم بودیم ناهار خوردیم کلی حرفیدیم  مامان برام کادوی روز مادری آورده بود یه بلوز خنک خیلی لطیف کلی میدوستمش بعد هم یه ساعتی خوابیدیم عصرش هم خاله و دخترش که ماه دیگه عروسیشه انشاالله اومدن پیشمون بساط نخودچی خورون داشتیم در حد بنز گاهی از این حرفای زنونه خوشم میاد .

 فرداش هم صبح رفتیم با آقای عزیز آزمایشگاه من باید دونوبت خون میدادم چون آز گلوکر دو نوبتی بود یه بار خون دادم برگشتیم خونه مامان اینا آقای عزیز صبحانه خورد سر یک ساعت باید مجدد خون میدادم که بعدش دیگه با آقای عزیز رفتیم واسه مامان کادی روز مادر گرفتیم  یه دامن خوشگل گرفتم 1 ساعتی هم پیاده روی کردیم دیگه من داشتم از خستگی بیهوش میشدم تا اومدیم خونه مامان اینا من غذا خوردم و خوابببببببببببببببببببببببب.

عصرش با آقای عزیز و مامان و محمد رفتیم سرویس چوب نی نی رو از آپادانا سفارش دادیم آخه هفته قبلش دیده بودم خوشم اومده بود این هفته رفتیم سفارش دادیم قراره آخر این هفته بیارن فکر کنم زوده الان برای آماده کردنش اما مامان میگه دیگه باید کم کم اتاقش و بچینی ست روتختی و لحاف و محافظ تشک و بالشتشم از همون مدل طرح و رنگ تخت و کمدش گرفتم که خیلی جینگولکی شد طرح چوبش طرح زنبور داره روش رنگ تختش و کمدش هم سفید و فسفری و پرتقالی هست خیلی ناز و خوشگلو شاده حالا میخوام برم کنار تختی هم برای کنار تختم بگیرم آخه  نمیشه نی نی رو از اول جدا بخوابونم که رو تخت خودمون هم نمیتونم بزارم چون من خیلی بد می خوابم میترسم. نتیجه اینکه یه کنار تختی برای خودم میگیرم که کارایی داشته باشه


کلا اوضاع من تو اداره بهم ریخته بدجور دارن برام میزنن نمیدنم چرا حالا خوبه همه قشر پزشکن یا پیراپزشکن مثلا اما دریغ از ذره  فهم نمیگنن خانومی که تو این شرایطه کمی هواش رو داشته باشم که هیچی حداقل آزارش ندیم اما حیف فقط اینکه متاسفم بگذریم بی خیال فقط از خدای مهربان بهترینها رو میخوام حتی برای اونهایی که بدی میکنن میخوام که متوجه اعمالشون بشن و براه راست بیفتن 

از خدای مهربان میخوام که به همه اونهایی که آرزوی داشتن یه نی نی سالم رو دارن بهشون از اون فرشته های سالم و خوشگلش عطا کنه و نی نی تو دلیهای همه رو خودش حفظ کنه که تنها  تنها در ید قدرت اوست و نی نی ما رو هم خودش سالم و صالح تو زمان مناسبشتو بغلمون بزاره

آمین یا رب العالمین

[ یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ سمیه ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56872

کد صلوات شمار برای وبلاگ